عشق
نه دل در دست محبوبي گرفتار،
نه سر در کوچه باغي بر سر دار
از اين بيهوده گرديدن چه حاصل ؟؟
پياده مي شوم ، دنيا نگهدار ...
تو ميگفتي زماني دور يا نزديك ؛ فريب زندگي ما را ، مرا از تو ... تورا از من جدا سازد
و من باور نمي كردم. تو ميگفتي زمان صد چهره افسرده هم دارد ، جهان تنها گرماي محبت نيست و من باور نمي كردم.
تو ميگفتي و من در گوش تو افسانه مي خواندم و افسوس اكنون هر يك جدا از هم ،
راهي در پيش رو داريم. ومن تنها تنها بارها از خويش مي پرسم
:چــه خـــواهـــي كــــــــــــــــرد؟؟؟
خدایا... تا ابد میخوام دیوونش باشم


